سعيد الدين سعيد فرغاني
19
مشارق الدراري ( شرح تائية ابن فارض ) ( فارسي )
اوحدى [ 1 ] مراغه اى ، عبد الرزاق [ 2 ] كاشى ، فخر الدين [ 3 ] عراقى ،
--> [ 1 ] . اوحدى مراغه اى اصفهانى كه در شهر مراغه متولد شد و در همان جا چهره به نقاب خاك پنهان نمود ، براى استفاده از محضر قونوى ، به روم مسافرت نمود و در سلك افاضل حوزهء قونوى قرار گرفت . اوحدى از شعراى بزرگ قرن هفتم است كه علاوه بر علوم ظاهرى ، در عرفان وعلم سلوك از افاضل عصر خود و از مشهورين به دانش ومعرفت در زمان خود مىباشد . [ 2 ] . عبد الرزاق كاشى ، شارح « منازل السائرين » و « فصوص الحكم » ، يكى از بزرگترين اساتيد عرفان و از محققان صوفيه و از مدرسان نامدار عصر خود مىباشد كه مدتها در هرات وقونيه وشام به تدريس اشتغال داشت . « تأويلات » او بر قرآن مجيد و « اصطلاحات صوفيه » ، از آثار كم نظير در علم تأويل وعرفان است . كاشانى از تلاميذ جندي بوده وقيصرى در عرفان از تلاميذ كاشانى است . « تأويلات » او را جمعى به محيى الدين ابن عربى نسبت داده اند ، در حالتى كه خود در اين تفسير و در « شرح اصطلاحات صوفيه » ، تصريح نموده است كه اين تفسير اثر اوست . عجب آن كه برخى از ناشران در بيروت ، در مقدمه اى كه به چاپ جديد آن نوشته اند ، گفته اند اين كتاب را با نسخهء اصل به خطَّ ابن عربى مقابله نموده اند ، در حالتى كه ، در چند موضع اين تفسير ، كاشانى از نور الدين عبد الصمد نطنزى استاد خود ذكرى به ميان آورده است كه به كلى اين ادعا را باطل جلوه مىدهد ، مضافا آن كه ، در مصطلحات صوفيه به وجود چنين اثرى از خود تصريح نموده است . طرز نگارش اين تفسير بهترين گواه است بر اينكه كتاب از ابن عربى نمىباشد ، با اين وصف مقدمه نويس لبنانى به چه دليل مىگويد : اين كتاب از ابن عربى است و در مقام تصحيح ، اين كتاب را با نسخهء اصل به خط ابن عربى مقابله نموده است ، در حالتى كه ملا عبد الرزاق در كتابت داراى روشى به كلى ممتاز ومباين با طرز خط ابن عربى است و در « اصطلاحات صوفيه » گفته است : بعد از « تأويلات » و « شرح فصوص » و « منازل » ، لازم دانستم اين اثر را به وجود آورم . [ 3 ] . فخر الدين عراقى از شعرا وعرفاى بزرگ قرن هفتم و از أكابر مشايخ صوفيه است ، اين عارف محقق ، « لمعات » را به روش ابن عربى تأليف نموده و به جاى كلمهء وجود ، لفظ عشق را كه در جميع مواطن وبرزات هستى ، عين وجود است ، منشأ ظهور تعين وسبب تحقق وتحصل عالم ، بلكه علت تجلى در مراتب واحديت واحديت دانسته ، لذا عشق را در موطنى مقام غيب الغيوب و در مرتبه اى متحد با جميع كمالات وشئون و در مشهدى ظاهر در كسوت اسماء وصفات واعيان وماهيات و در مراتب خلقى ، عشق را سارى در كليهء مظاهر مىداند و از باب اتحاد عاشق ومعشوق وعشق ، از براى حبّ ، جلوه هاى گوناگون قائل شده است : عشق در پرده مىنوازد ساز هر زمان زخمه اى كند آغاز همه عالم صداى نغمه اوست كه شنيد اين چنين صداى دراز عارف محقق ، نور الدين عبد الرحمن جامى ، به لمعات شرح بسيار نفيسى به فارسى نگاشته است كه از نوادر آثار عرفانى به شمار مىرود و به نحوى عالى وعالمانه ، مقاصد لمعات را تقرير فرموده ، و آن را « اشعّة اللَّمعات » نام نهاده است .